LYRIC

متن آهنگ سرباز آخر فریدون آسرایی

دیر آمدی ای جان عاشق این چترو بارانی عظیم باد
ای تکه تکه روح معصوم ای تار و پود رفته از یاد
دیر آمدی تا قد کشیدم با خاطراتی از تو در سر
دیر آمدی از باد و باران دیر آمدی سرباز آخر
پنهان شدی در خاک شاید خاک از تن تو جان بگیرد
تا دشت تتنها باشد و ابر دلشوره ی باران بگیرد
امروز دست آشنایی بیرون کشید از عمر خاکت
کم کم به یاد خاک آمد انگشتر و مهر و پلاکت
دیر آمدی ای جان عاشق این چترو بارانی عظیم باد
ای تکه تکه روح معصوم ای تار و پود رفته از یاد
در شهر میپیچد دوباره بوی گلاب و اشک و شیون
تا شیشه ی عطر تنت را از خاک بیرون میکشم من
این ریشه های مانده در خاک دلشوره ی طوفان ندارند
پایان این افسانه ها کو ؟ افسانه ها پایان ندارند

Download Video
  • Added in: 2 years ago
  • 540 View
  • Fereydoun Asraei
LEAVE A COMMENT